اولین جوک عسلی
اول از همه سلام به همه ی دوستای عزیزم![]()
دیروز سه تایی رفته بودیم فست فود.![]()
جاتون خالی خیلی چسبید
.
عسلی گفت بابا بیاین جوک بگیم بخندیم.
بعد بابا شروع کرد به جوک گفتن و کلی خندیدیم. وقتی نوبت عسل شد گفتیم خانوم گل شما هم یه جوک بگو بخندیم.
و اما اینم جوک عسل:![]()
یه روز یه دختره همش می گفت میام نمیام میام نمیام میام نمیام
الهی مامان فدای اون جوک گفتنت بشه نفسم.![]()
انقدر با بابا به این جوک عسل خندیدیم که دیگه دل درد گرفتیم.
خیلی با مزه بود تو اون لحظه با اون طرز تعریف کردنش خیلی چسبید بهمون خدایی.
خدا جونم همیشه دخترم رو به تو سپردم . خودت همیشه پشتش باش و هواشو داشته باش.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین جوک عسلی
